الفيض الكاشاني

32

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

بيان مجموعه‌هايى از صفات دل و مثالهاى آن ( 1 ) بايد دانست كه با تركيب و آفرينش انسان چهار خلط همراه است . از اين رو چهار نوع صفت : درندگى ، حيوانى ، شيطانى ، ربّانى ، در او جمع شده است . پس انسان از آن نظر كه خشم بر او مسلّط مىشود كار درندگان كه دشمنى و كينه و حمله به مردم زدن و دشنام دادن است از او سر مىزند ؛ و از آن نظر كه شهوت بر او مسلّط مىشود كار حيوانات كه حرص و آزمندى و شهوت بسيار و غيره است از او سر مىزند ؛ و از آن نظر كه در وجود او امرى ربّانى است ، چنان كه خداى متعال فرموده : قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي . « 33 » در نفس خود مدّعى ربوبيّت مىشود و سلطه جويى ، برترى خواهى و انحصار طلبى و خود كامگى در همهء كارها و منفرد بودن در رياست و بر كنار بودن از رشتهء بردگى و فروتنى را دوست دارد ، و مايل است كه از همهء دانشها آگاه شود ، حتّى ادّعاى علم و معرفت و آگاه بودن به حقيقت اشيا را دارد . هرگاه به او عالم بگويند شاد و اگر جاهل بگويند غمگين مىشود . در حالى كه احاطه داشتن به همهء حقايق و مسلّط شدن مقتدرانه بر همهء مردم از صفات خداوند است و انسان به آن حريص است ، و از آن نظر كه با قوّهء تشخيص از حيوانات جدا مىشود با آن كه در خشم و شهوت با آنها شريك است حالت شيطانى در او به وجود مىآيد و شرور مىشود و قدرت تشخيص خود را در پيدا كردن راههاى شر و چاره جوييها به كار مىبرد و با مكر و فريب و نيرنگ به اهداف خود مىرسد ، و به جاى كار خير شرارت مىكند و اين خلق و خوى شيطانهاست . در هر انسانى آميزه‌اى از اين چهار عنصر : ربّانى ، شيطانى ، درنده‌خويى و حيوانى موجود است تمام آنها در قلب گرد مىآيد و گويا در جلد انسان خوك ، سگ ، شيطان ، حكيم گرد آمده است . خوك ، همان شهوت است زيرا نكوهيده بودن خوك به سبب رنگ و

--> ( 33 ) بنى اسرائيل / 85 : بگو روح از امر پروردگار من است .